تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨
انسان، فكر انسان، قدرت يك اسلحه سرد يا گرم، نشانهگيرى صحيح، استفاده از فرصت مناسب، تاثير و قدرت گلوله ديده مىشود كه تمام اينها جنبههاى مثبت قضيه است؛ زيرا همه آنها مىتوانند مفيد و سودمند واقع شوند و اگر در مورد خود به كار گرفته شوند مشكلات بزرگى را حل مىكنند.
اما جنبه منفى قضيه آن است كه تمام اين قدرتها و نيروها در غير مورد خود به كار گرفته شده است، مثلًا به جاى اين كه به وسيله آنها دفع خطر حيوان درنده و يا يك قاتل جانى و خطرناك شده باشد، در مورد انسان بىگناهى به كار رفته است.
همين جنبه منفى اخير است كه آن را به صورت «سيئة» در مىآورد، و گرنه، نه قدرت نشانهگيرى انسان چيز بدى است و نه نيروى باروت و نفوذ گلوله، همه اينها منابع قدرتند و در مورد خود قابل استفاده فراوان.
بنابراين، اگر ملاحظه مىكنيم در آيه اول تمام حسنات و سيئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است كه: تمام منابع قدرت حتى قدرتهائى كه از آن سوء استفاده مىشود، از ناحيه خدا است و سرچشمه قسمتهاى سازنده و مثبت او است.
و اگر در آيه دوم «سيئات» به مردم نسبت داده شده است، اشاره به همان «جنبههاى منفى» قضيه و سوء استفاده از مواهب و قدرتهاى خدادادى است.
و اين درست به آن مىماند كه: پدرى سرمايهاى به فرزند خود براى ساختن خانه خوبى بدهد، ولى او آن را در راه مواد مخدر و فساد و تبهكارى و يا دائر كردن خانه و مركز فساد به كار اندازد، شكى نيست كه او از نظر اصل سرمايه، مديون پدر است ولى از نظر سوء استفاده، مستند به خود او است.
٢- ممكن است آيه شريفه اشاره به مسأله «الأَمْرُ بَيْنَ الأَمْرَيْنِ» بوده باشد كه