تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
امكانات مادّى و معنوى فراوان در آمدند.
پس از آن، پيمانى را كه با خدا بستهاند، يادآور شده مىگويد: «پيمانى را كه به طور محكم خدا با شما بست فراموش نكنيد، آن زمان كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم» «وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا».
در اين كه منظور از اين پيمان كدام پيمان است؟ دو احتمال وجود دارد:
نخست، پيمانى كه مسلمانان در آغاز اسلام در «حديبيه»، يا «حجة الوداع»، يا «عقبه» و يا همه مسلمانان به مجرد قبول اسلام به طور ضمنى با خدا بستهاند.
ديگر، پيمانى كه به حكم فطرت و آفرينش، هر كسى با خداى خود بسته و همان است كه گاهى از آن به نام «عالم ذر» تعبير مىشود.
توضيح اين كه:
خداوند به هنگام آفرينش انسان، استعدادهاى قابل ملاحظهاى به او داد و مواهب بىشمارى در اختيار او گذاشت، از جمله استعداد مطالعه اسرار آفرينش و شناخت پروردگار به وسيله آنها و همچنين عقل و هوش و ادراكى كه به وسيله آن پيامبرانش را بشناسد و دستورهاى آنها را به كار بندد، خداوند با دادن اين استعدادها «عملًا» از آنها پيمان گرفته كه اين استعدادها را عاطل و باطل نگذارند و از آن در مسير صحيح بهره گيرند.
افراد انسان نيز «به زبان حال و استعداد» فرياد بر آوردهاند كه: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: «شنيديم و به كار بستيم».
اين پيمان وسيعترين، محكمترين و عمومىترين پيمانى است كه خداوند از بندگان خود گرفته است و همان است كه على عليه السلام در خطبه اول «نهج البلاغه» به آن اشاره كرده مىفرمايد: لِيَسْتادُوهُمْ مِيْثاقَ فِطْرَتِهِ: «پيامبران براى اين برانگيخته شدند كه مردم را دعوت به وفا كردن به پيمان فطرت كنند».