تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
پاسخ مىگويد: «ما تو را فرستاده خود به سوى مردم قرار داديم و خداوند گواه بر اين مطلب است و گواهى او كافى است» «وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً».
آيا ممكن است فرستاده خدا سبب شكست و ناكامى و بدى براى مردم باشد؟
***
نكته:
سرچشمه خوبىها و بدىها كيست؟
مطالعه اين دو آيه كه در قرآن پشت سر هم قرار گرفته، سؤالى را در ذهن ترسيم مىكند كه: چرا در آيه اول، همه نيكىها و بدىها (حسنات و سيئات) به خدا نسبت داده شده، در حالى كه آيه دوم فقط نيكىها را به خدا نسبت مىدهد و بدىها و سيئات را به مردم؟!
قطعاً در اينجا نكتهاى نهفته است و گرنه چگونه ممكن است دو آيه پشت سر همديگر اختلاف به اين روشنى داشته باشد؟
با مطالعه و دقت در مضمون دو آيه به چند نكته برخورد مىكنيم كه هر كدام مىتواند پاسخ جداگانهاى به اين سؤال بوده باشد:
١- اگر سيئات و بدىها را تجزيه و تحليل كنيم داراى دو جنبه هستند يكى جنبه مثبت، ديگرى جنبه منفى، و اين، جنبه منفى آن است كه قيافه سيئه به آن مىدهد و به شكل «زيان نسبى» در مىآورد.
به عنوان مثال:
انسانى كه به وسيله سلاح گرم يا سرد بىگناهى را به قتل مىرساند، مسلماً مرتكب سيئهاى شده است.
اكنون عوامل وجود اين كار بد را بررسى مىكنيم در ميان اين عوامل، قدرت