تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
اهل كتاب مانعى داشته؟ در حالى كه مىدانيم همواره داد و ستد در ميان مسلمانان و آنها وجود داشته است؟
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته اساسى در تفسير آيه، روشن مىشود و آن اين كه:
آيه در زمانى نازل شده كه اسلام بر «شبه جزيره عربستان» تسلط يافته و موجوديت و حضور خود را در سراسر شبه جزيره اثبات كرده است، به طورى كه دشمنان اسلام از شكست مسلمين مأيوس شدند، در اينجا محدويتهائى را كه قبلًا در معاشرت مسلمانان با كفار وجود داشت و به خاطر همانها، رفت و آمد با آنان، ميهمانى كردن آنها و يا ميهمان شدن نزد آنان ممنوع بود، مىبايست بر طرف گردد، لذا آيه نازل شد، و اعلام داشت امروز كه شما موقعيت خود را تثبيت كردهايد و از خطر آنها بيم نداريد، محدوديتهاى مربوط به معاشرت با آنان كم شده است، مىتوانيد به ميهمانى آنها برويد و نيز مىتوانيد آنها را ميهمان كنيد و همچنين مىتوانيد از آنها زن بگيريد (هر كدام با شرائطى كه اشاره خواهد شد).
بنابراين، تنها سخن از خريد و فروش و معاملات نيست، بلكه سخن از ساير مباشرتها است.
ناگفته نماند، كسانى كه اهل كتاب را پاك نمىدانند مىگويند: در صورتى مىتوان با آنها هم غذا شد كه غذاى آنها از قبيل غذاهاى غير مرطوب باشد و يا در صورت مرطوب بودن با دست آنها تماس نگرفته باشد و اما آن دسته از محققان كه معتقد به طهارت اهل كتاب هستند، مىگويند: هم غذا شدن با آنها در صورتى كه غذايشان از گوشتهاى ذبيحه خودشان تهيه نشده باشد، و يقين به نجاست عرضى (نجس شدن با مثل شراب يا آبجو و مانند آنها) نداشته باشيم