تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
آن مأيوس شدهاند، و هم دين كامل شده، هم نعمت خدا تكامل يافته، هم خداوند آئين اسلام را به عنوان آئين نهائى مردم جهان پذيرفته است.
در اين مورد، در ميان مفسران سخن بسيار است، ولى آنچه جاى شك نيست اين است كه: چنين روزى بايد روز بسيار مهمى در تاريخ زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله باشد، نه يك روز ساده و عادى و معمولى؛ زيرا اين همه اهميت براى يك روز عادى معنى ندارد.
لذا در پارهاى از روايات آمده است: بعضى از يهود و نصارى با شنيدن اين آيه، گفتند: اگر چنين آيهاى در كتب آسمانى ما نقل شده بود، ما آن روز را روز عيد قرار مىداديم. «١»
اكنون بايد از روى قرائن، نشانهها و تاريخ نزول اين آيه، و اين سوره و تاريخ زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و رواياتى كه از منابع مختلف اسلامى به دست ما رسيده، اين روز مهم را پيدا كنيم:
١- آيا منظور روزى است كه احكام بالا درباره گوشتهاى حلال و حرام نازل شده؟
قطعاً چنين نيست؛ زيرا نزول اين احكام واجد اين همه اهميت نيست نه باعث تكميل دين است؛ زيرا آخرين احكامى نبوده كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده، به دليل اين كه: در دنباله اين سوره به احكام ديگرى نيز برخورد مىكنيم، علاوه بر اين نزول اين احكام سبب يأس كفار نمىشود، چيزى كه سبب يأس كفار مىشود، فراهم ساختن پشتوانه محكمى براى آينده اسلام است.
و به عبارت ديگر، نزول اين احكام و مانند آن تأثير چندانى در روحيه كافران ندارد و اين كه گوشتهائى حلال يا حرام باشد، آنها حساسيتى روى آن