تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
و در پايان براى تأكيد بيشتر روى تحريم آنها مىفرمايد: «تمام اين اعمال فسق است و خروج از اطاعت پروردگار» «ذلِكُمْ فِسْقٌ». «١»
بعد از بيان احكام فوق، دو جمله پرمعنى در آيه مورد بحث به چشم مىخورد، نخست مىگويد: «امروز كافران از دين شما مأيوس شدند، بنابراين از آنها نترسيد و تنها از (مخالفت) من بترسيد» «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ».
سپس مىفرمايد: «امروز دين و آئين شما را كامل كردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آئين شما پذيرفتم» «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ ديناً».
و در پايان آيه بار ديگر به مسائل مربوط به گوشتهاى حرام بازگشته، و حكم صورت اضطرار را بيان كرده، مىگويد: «كسانى كه به هنگام گرسنگى ناگزير از خوردن گوشتهاى حرام شوند در حالى كه تمايل به گناه نداشته باشند خوردن آن براى آنها حلال است؛ زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است» «فَمَنِ اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِا ثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ».
و به هنگام ضرورت بندگان خود را به مشقت نمىافكند و آنها را كيفر نمىدهد.
«مَخْمَصَه» از ماده «خَمْص» (بر وزن لمس) به معنى «فرورفتگى» است، و به معنى گرسنگى شديد كه باعث فرورفتگى شكم مىشود نيز آمده است خواه به هنگام قحطى باشد يا به هنگام گرفتارى شخصى.
«غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِا ثْمٍ» به معنى آن است كه تمايل به گناه نداشته باشد، كه يا به