تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
نبودند، قرآن در آيه فوق، اين گونه گوشتها را تحريم كرده، مىگويد: «و آنچه در برابر يا روى نصب ذبح شوند» «وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ».
روشن است: تحريم اين نوع گوشت جنبه اخلاقى و معنوى دارد، نه جنبه مادّى و جسمانى، و در واقع يكى از اقسام «ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» مىباشد، كه به خاطر رواجش در ميان عرب جاهلى، به آن تصريح شده است.
١١- نوع ديگرى از حيواناتى كه تحريم آن در آيه فوق آمده، آنها است كه به صورت «بختآزمائى» ذبح و تقسيم مىگرديده و آن چنين بوده كه:
ده نفر با هم شرطبندى مىكردند، حيوانى را خريدارى و ذبح نموده، سپس ده چوبه تير كه روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود، در كيسه مخصوصى مىريختند و به صورت قرعهكشى آنها را به نام يك يك از آن ده نفر بيرون مىآوردند، هفت چوبه برنده به نام هر كس مىافتاد سهمى از گوشت بر مىداشت، و چيزى در برابر آن نمىپرداخت، ولى آن سه نفر كه تيرهاى بازنده را دريافت داشته بودند، بايد هر كدام يك سوم قيمت حيوان را بپردازند، بدون اين كه سهمى از گوشت داشته باشند.
اين چوبههاى تير را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مىناميدند، اسلام خوردن اين گوشتها را تحريم كرد، نه به خاطر اين كه اصل گوشت حرام بوده باشد، بلكه به خاطر اين كه جنبه «قمار» و بختآزمائى دارد، مىفرمايد: «و آنچه را به وسيله چوبهاى مخصوصى بختآزمائى قسمت مىكنيد» «وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ».
روشن است: تحريم «قمار» و مانند آن اختصاص به گوشت حيوانات ندارد، بلكه در هر چيز انجام گيرد ممنوع است و تمام زيانهاى فعاليتهاى حسابنشده اجتماعى و برنامههاى خرافى در آن جمع مىباشد.