تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦
بيمارى و يا تعقيب حيوان درندهاى بميرد، مسموميت بيشترى خواهد داشت.
به علاوه جنبه معنوى ذبح كه با ذكر نام خدا و رو به قبله بودن حاصل مىشود در هيچ يك از اينها نيست.
ولى اگر قبل از آن كه اين حيوانات جان بسپرند به آنها برسند، با آداب اسلامى آنها را سر ببرند و خون به قدر كافى از آنها بيرون بريزد، حلال خواهند بود و لذا به دنبال تحريم موارد فوق مىفرمايد: «مگر آن كه به موقع و با شرايط آن را ذبح كنيد» «إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ».
بعضى از مفسران احتمال دادهاند: اين استثناء تنها به قسم اخير يعنى «وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ» بر مىگردد.
ولى اكثر مفسران معتقدند: به تمام اقسام بر مىگردد، و اين نظر به حقيقت نزديكتر است.
ممكن است سؤال شود: چرا با وجود «مَيْتَة» در آغاز آيه، اين موارد ذكر گرديده است، مگر تمام آنها داخل در مفهوم «مَيْتَة» نيست؟
در پاسخ مىگوئيم: «مَيْتَة» از نظر فقهى و شرعى مفهوم وسيعى دارد، يعنى هر حيوانى كه با طريق شرعى ذبح نشده باشد در مفهوم «مَيْتَة» داخل است، ولى در لغت، «مَيْتَة» معمولًا به حيوانى گفته مىشود كه خود به خود بميرد.
بنابراين، موارد فوق در مفهوم لغوى «مَيْتَة» داخل نيست و لااقل احتمال اين را دارد كه داخل نباشد و لذا نيازمند به بيان است.
١٠- در زمان جاهليت، بتپرستان سنگهائى در اطراف «كعبه» نصب كرده بودند كه شكل و صورت خاصى نداشت، آنها را «نُصب» مىناميدند، در مقابل آنها قربانى مىكردند و خون قربانى را به آنها مىماليدند، و فرق آنها با بت، اين بود كه بتها همواره داراى اشكال و صور خاصى بودند، اما «نُصب» چنين