تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
ممكن است آيه ناظر به وضع آنها نيز باشد. «١»
٦- «و حيواناتى كه با شكنجه و ضرب، جان بسپارند و يا به بيمارى از دنيا بروند» «وَ الْمَوْقُوذَةُ». «٢»
در تفسير «قرطبى» نقل شده: در ميان عرب معمول بود كه بعضى از حيوانات را به خاطر بتها آن قدر مىزدند تا بميرد و آن را يك نوع عبادت مىدانستند! «٣»
٧- «و حيواناتى كه بر اثر پرت شدن از بلندى بميرند» «وَ الْمُتَرَدِّيَةُ».
٨- «و حيواناتى كه به ضرب شاخ مرده باشند» «وَ النَّطيحَةُ».
٩- «و حيواناتى كه به وسيله حمله درندگان كشته شوند» «وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ».
ممكن است يكى از فلسفههاى تحريم اين پنج نوع از گوشتهاى حيوانات آن باشد كه خون به قدر كافى از آنها بيرون نمىرود؛ زيرا تا زمانى كه رگهاى اصلى گردن بريده نشود، خون به قدر كافى بيرون نخواهد ريخت، و مىدانيم خون مركز انواع ميكروبها است و با مردن حيوان، قبل از هر چيز، خون عفونت پيدا مىكند.
و به تعبير ديگر، اين چنين گوشتها يك نوع مسموميت دارند و جزء گوشتهاى سالم محسوب نخواهند شد، مخصوصاً اگر حيوان بر اثر شكنجه، يا