تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
٧٨ أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً
٧٩ ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً
ترجمه:
٧٨- هر جا باشيد، مرگ شما را درمىيابد؛ هر چند در برجهاى محكم باشيد! و اگر به آنها (منافقان) حسنه (و پيروزى) برسد، مىگويند: «اين، از ناحيه خداست». و اگر سيئه (و شكستى) برسد، مىگويند: «اين، از ناحيه توست». بگو: «همه اينها از ناحيه خداست».
پس چرا اين گروه حاضر نيستند سخنى را درك كنند؟!
٧٩- (آرى،) آنچه از نيكىها به تو مىرسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدى به تو مىرسد، از سوى خود توست. و ما تو را رسول براى مردم فرستاديم؛ و گواهى خدا در اين باره، كافى است!
تفسير:
فرار از مرگ ممكن نيست
با توجه به آيات قبل و آيات بعد، چنين استفاده مىشود: اين دو آيه نيز مربوط به جمعى از منافقان است كه در صفوف مسلمانان جاى گرفته بودند.