تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
نزديكان و پيروان خود تأكيد مىكند توصيهها و سفارشهاى او را فراموش نكنند و به قول و قراردادهائى كه با آنها گذاشته است، وفادار باشند.
بايد توجه داشت «عُقُود» جمع «عقد» در اصل، به معنى «جمع كردن اطراف يك چيز محكم» است، و به همين مناسبت گره زدن دو سر طناب يا دو طناب را با هم «عقد» مىگويند.
سپس، از اين معنىِ حسّى، به مفهومِ معنوى انتقال يافته و به هر گونه عهد و پيمان، «عقد» گفته مىشود، منتها طبق تصريح جمعى از فقهاء و مفسران، «عقد» مفهومى محدودتر از عهد دارد؛ زيرا «عقد» به پيمانهائى گفته مىشود كه استحكام كافى دارد، نه به هر پيمان.
و اگر در بعضى از روايات و عبارات مفسران، «عقد» و «عهد» به يك معنى آمده است منافات با آنچه گفتيم ندارد؛ زيرا منظور تفسير اجمالى اين دو كلمه بوده نه بيان جزئيات آن.
و با توجه به اين كه «العُقُود»- به اصطلاح- «جمع مُحَلّى به الف و لام» و مفيد عموم مىباشد، و جمله نيز كاملًا مطلق است، آيه فوق دليل بر وجوب وفا به تمام پيمانهائى است كه ميان انسانها، و يا افراد انسان با خدا، به طور محكم بسته مىشود.
و به اين ترتيب، تمام پيمانهاى الهى و انسانى و پيمانهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، تجارى و زناشوئى و مانند آن را در بر مىگيرد و يك مفهوم كاملًا وسيع دارد كه به تمام جنبههاى زندگى انسان اعم از عقيده و عمل ناظر است: از پيمانهاى فطرى و توحيدى گرفته تا پيمانهائى كه مردم بر سر مسائل مختلف زندگى با هم مىبندند.
در تفسير «روح المعانى» از «راغب» چنين نقل شده: «عقد» با توجه به وضع طرفين، سه نوع است:
گاهى عقد در ميان خدا و بنده،
گاهى در ميان انسان و خودش،