تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
نبوت و رسالت تو را انكار كردند اهميتى ندارد؛ زيرا: «خداوند گواه چيزى است كه بر تو نازل كرده است» «لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ».
و البته انتخاب تو براى اين منصب بىحساب نبوده، بلكه «اين آيات را از روى علم به لياقت و شايستگى تو براى اين مأموريت، نازل كرده است» «أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ».
اين جمله، ممكن است ناظر به معنى ديگرى نيز باشد كه آنچه بر تو نازل شده از درياى بىپايان علم الهى سرچشمه مىگيرد و محتواى آنها گواه روشنى بر اين است كه از علم او سرچشمه گرفته.
بنابراين، شاهد صدق دعوى تو در متن اين آيات ثبت است و نيازى به دليل ديگر نيست.
چگونه ممكن است يك فرد درس نخوانده، بدون اتكا به علم الهى كتابى بياورد كه مشتمل بر عالىترين تعليمها، فلسفهها، قانونها و دستورهاى اخلاقى و برنامههاى اجتماعى باشد؟!
و در پايان اضافه مىكند: نه تنها خداوند گواهى بر حقانيت تو مىدهد، بلكه «فرشتگان پروردگار نيز گواهى مىدهند؛ اگر چه گواهى خدا كافى است» «وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً».
***
نكتهها:
١- بعضى از مفسران از جمله «انَّا أَوْحَيْنا الَيْكَ كَما أَوْحَيْنا ...» چنين استفاده كردهاند كه: قرآن مىخواهد اين نكته را به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام كند كه در آئين تو تمام امتيازاتى كه در آئينهاى گذشته بوده جمع است، و «آنچه خوبان همه
دارند تو تنها دارى».