تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
١٦٦- ولى خداوند گواهى مىدهد به آنچه بر تو نازل كرده؛ كه از روى علمش نازل كرده است؛ و فرشتگان (نيز) گواهى مىدهند؛ هر چند گواهى خدا كافى است.
تفسير:
تثبيت رسالت انبياء پيشين
در آيات گذشته خوانديم كه يهود در ميان پيامبران خدا تفرقه مىافكندند، بعضى را تصديق و بعضى را انكار مىكردند، آيات مورد بحث، بار ديگر به آنها چنين پاسخ مىگويد و موقعيت انبياء گذشته را تثبيت مىنمايد:
«ما بر تو وحى فرستاديم همان طور كه بر نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم، و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبرانى كه از فرزندان يعقوب بودند و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داود كتاب زبور داديم» «إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ عيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً».
پس چرا در ميان اين پيامبران بزرگ تفرقه مىافكنيد در حالى كه همگى در يك مسير گام بر مىداشتند؟!
و ممكن است آيه فوق ناظر به گفتار مشركان و بتپرستان عرب باشد كه از نزول وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله تعجب مىكردند؛ زيرا آيه مىگويد: چه جاى تعجب است مگر وحى بر پيامبران پيشين نازل نشد؟!
***
پس از آن در آيه بعد اضافه مىكند: پيامبرانى كه وحى بر آنان نازل گرديد منحصر به اينها نبودند، بلكه «پيامبران ديگرى كه قبلًا سرگذشت آنها را براى تو