تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
اشتباه خود پى مىبرند.
در حالى كه اين ايمان همانند ايمان فرعون و اقوام ديگرى است كه به هنگام روياروئى با عذاب و در لحظه مشاهده آن و مقدمات نابودى و مرگ، ايمان مىآوردند هيچگونه سودى براى آنها ندارد.
پس، چه بهتر به جاى اين كه در آن لحظه حساس كه ايمان سودى ندارد ايمان بياورند، اكنون كه ايمان مفيد است مؤمن شوند، نه آن دم كه مفيد نيست (طبق اين تفسير ضمير «قَبْلَ مَوْتِهِ» به اهل كتاب بر مىگردد).
٢- تفسير ديگر اين است كه: تمام اهل كتاب به حضرت مسيح عليه السلام پيش از «مرگ او» ايمان مىآورند، يعنى يهوديان او را به نبوت مىپذيرند و مسيحيان دست از الوهيت او مىكشند و اين به هنگامى است كه مسيح عليه السلام- طبق روايات اسلامى- در موقع ظهور مهدى عليه السلام از آسمان فرود مىآيد، و پشت سر او نماز مىگزارد، يهود و نصارا نيز او را مىبينند و به او و مهدى عليه السلام ايمان مىآورند. «١»
روشن است مسيح عليه السلام به حكم اين كه آئينش مربوط به گذشته بوده وظيفه دارد در اين زمان از آئين موجود يعنى آئين اسلام كه مهدى عليه السلام مجرى آن است پيروى كند (طبق اين تفسير ضمير «قَبْلَ مَوْتِهِ» به «مسيح» بر مىگردد نه به اهل كتاب).
در بسيارى از كتب اسلامى اين حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: كَيْفَ أَنْتُمْ اذا نَزَلَ فِيْكُمْ ابْنُ مَرْيَمَ وَ امامُكُمْ مِنْكُمْ:
«چگونه خواهيد بود هنگامى كه فرزند مريم در ميان شما نازل گردد در