تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
اناجيل نيز گواه بر اين مطلب مىباشد. «١»
بنابراين، مسأله مصلوب شدن عيسى عليه السلام را از افواه مردم گرفتهاند و همان طور كه بعداً اشاره خواهيم كرد، اوضاع و احوال چنان پيش آمد كه موقعيت براى اشتباه كردن شخص ديگرى به جاى مسيح عليه السلام آماده گشت.
٢- عامل ديگر كه اشتباه شدن عيسى را به شخص ديگر امكانپذير مىكند اين است: كسانى كه براى دستگير ساختن حضرت عيسى عليه السلام به باغ «جستيمانى» در خارج شهر رفته بودند، گروهى از لشكريان رومى بودند كه در اردوگاهها مشغول وظائف لشكرى بودند.
اين گروه، نه يهوديان را مىشناختند، نه آداب و زبان و رسوم آنها را مىدانستند و نه شاگردان عليه السلام عيسى را از استادشان تشخيص مىدادند.
٣- «اناجيل» مىگويد: حمله به محل عيسى عليه السلام شبانه انجام يافت و چه آسان است كه در اين گير و دار شخص مورد نظر فرار كند و ديگرى به جاى او گرفتار شود.
٤- از نوشته همه «اناجيل» استفاده مىشود كه: شخص گرفتار در حضور «پيلاطس» (حاكم رومى در بيت المقدس) سكوت اختيار كرد و كمتر در برابر سخنان آنها سخن گفت، و از خود دفاع نكرد.
بسيار بعيد به نظر مىرسد كه عيسى عليه السلام خود را در خطر ببيند و با آن بيان رسا و گوياى خود و با شجاعت و شهامت خاصى كه داشت از خود دفاع نكرده باشد.
آيا جاى اين احتمال نيست كه ديگرى (به احتمال قوى «يهوداى اسخريوطى» كه به مسيح عليه السلام خيانت كرد و نقش جاسوس را ايفا نمود و