تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
و نه تن به ظلم دهيد» (لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ). «١»
و مىخوانيم: «دشمنِ ظالم و يارِ مظلوم باشيد» (كُونا لِلْظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً). «٢»
و يا: «با ظالمان پيكار كنيد تا به حكم خدا گردن نهند» (فَقاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتّى تَفِىءَ الى أَمْرِ اللَّهِ). «٣»
و از سوى ديگر دستور به عفو و بخشش و گذشت داده شده است همان طور كه مىفرمايد: «اگر عفو كنيد به تقوا نزديكتر است» (وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى). «٤»
و يا در جاى ديگر مىفرمايد: «آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند؛ آيا دوست نمىداريد خداوند شما را ببخشد»؟! (وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ). «٥»
گرچه ممكن است بعضى از افراد كم اطلاع ميان اين دو حكم در بدو نظر تضادى ببينند، ولى با توجه به آنچه در منابع اسلامى وارد شده روشن مىشود كه مورد عفو و گذشت جائى است كه از آن سوء استفاده نشود و مورد مبارزه و كوبيدن ظلم، جاى ديگر.
توضيح اين كه:
عفو و گذشت مخصوص موارد قدرت و پيروزى بر دشمن و شكست نهائى او است.