تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
١٤٢ إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَليلًا
١٤٣ مُذَبْذَبينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلًا
ترجمه:
١٤٢- منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مىدهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مىخيزند، با كسالت بر مىخيزند؛ و در برابر مردم ريا مىكنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمىنمايند.
١٤٣- آنها افراد بىهدفى هستند كه نه به سوى اينها، و نه به سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند. و نه در صف كافران) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت.
تفسير:
از نشانههاى منافقان
در اين دو آيه پنج صفت ديگر از صفات منافقان در عبارات كوتاهى آمده است:
١- آنها كسانى هستند كه براى رسيدن به اهداف شوم خود، از راه خدعه و نيرنگ وارد مىشوند و حتى مىخواهند: «به خدا خدعه و نيرنگ زنند در حالى كه در همان لحظات- كه در صدد چنين كارى هستند- از ناحيه خدا در يك نوع