تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
و براى اين كه مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پايان آيه اضافه مىكند:
«هيچ گاه خداوند راهى براى پيروزى و تسلط كافران بر مسلمانان قرار نداده است» «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلًا».
اما آيا هدف از اين جمله تنها عدم پيروزى كفار از نظر «منطق» بر افراد با ايمان است و يا پيروزىهاى «نظامى» و مانند آن را نيز شامل مىشود؟
در پاسخ مىتوان گفت: از آنجا كه كلمه «سبيل» به اصطلاح از قبيل «نكره در سياق نفى» است و معنى عموم را مىرساند از آيه چنين استفاده مىشود:
كافران نه تنها از نظر منطق، كه از نظر نظامى، سياسى، فرهنگى، اقتصادى و خلاصه از هيچ نظر بر افراد با ايمان، چيره نخواهند شد.
و اگر پيروزى آنها را بر مسلمانان در ميدانهاى مختلف با چشم خود مىبينيم، به خاطر آن است كه بسيارى از مسلمانان، مؤمنان واقعى نيستند و راه و رسم ايمان، وظائف، مسئوليتها و رسالتهاى خويش را به كلى فراموش كردهاند، نه خبرى از اتحاد و اخوت اسلامى در ميان آنان است، نه جهاد به معنى واقعى كلمه انجام مىدهند، و نه علم و آگاهى لازم را كه اسلام آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است دارند، و چون چنانند طبعاً چنينند!
جمعى از فقهاء در مسائل مختلف به اين آيه براى عدم تسلط كفار بر مؤمنان از نظر حقوقى و حكمى استدلال كردهاند و با توجه به عموميتى كه در آيه ديده مىشود اين توسعه زياد بعيد به نظر نمىرسد (دقت كنيد).
قابل توجه اين كه: در اين آيه پيروزى مسلمانان به عنوان «فتح» بيان شده، در حالى كه از پيروزى كفار تعبير به «نصيب» شده است، اشاره به اين كه اگر پيروزىهائى نصيب آنان گردد، محدود، موقت و ناپايدار است و فتح و پيروزى نهائى با افراد با ايمان مىباشد.