تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧
نكتهها:
١- شركت در اين گونه «جلسات گناه» به منزله شركت در «گناه» است، اگر چه شركت كننده ساكت باشد؛ زيرا اين گونه سكوتها يك نوع رضايت و امضاى عملى است.
***
٢- نهى از منكر، اگر به صورت «مثبت» امكانپذير نباشد، لااقل بايد به صورت «منفى» انجام گيرد، به اين طريق كه انسان بايد از محيط گناه، و مجلس گناه دور شود.
* ***
٣- كسانى كه با سكوت خود و شركت در اين گونه جلسات، عملًا گناهكاران را تشويق مىكنند مجازاتى همانند مرتكبين گناه دارند.
***
٤- نشست و برخاست با كافران در صورتى كه نسبت به آيات الهى توهين نكنند و خطر ديگرى نداشته باشد، مانعى ندارد؛ زيرا جمله «حَتَّى يَخُوضُوا في حَديثٍ غَيْرِهِ» اين كار را مباح شمرده است.
***
٥- مجامله با اين گونه گناهكاران نشانه روح نفاق است؛ زيرا يك مسلمان واقعى هرگز نمىتواند در مجلسى شركت كند، كه در آن نسبت به آيات و احكام الهى توهين شود، و اعتراض ننمايد، يا لااقل عدم رضايت خود را با ترك آن مجلس آشكار نسازد.
***