تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢
روز ديگر در صف كفار.
باز در صف مؤمنان.
و سپس در صفوف كفار متعصب و خطرناك قرار مىگيرند، خلاصه همچون «بت عيار» هر لمحه به شكلى و هر روز به رنگى در مىآيند و سرانجام در حال كفر و بىايمانى جان مىدهند!
نخستين آيه از آيات فوق درباره سرنوشت چنين كسانى مىگويد:
«آنها كه ايمان آوردند سپس كافر شدند، باز ايمان آوردند و بار ديگر راه كفر پيش گرفتند و سپس بر كفر خود افزودند، هرگز خداوند آنها را نمىآمرزد و به راه راست هدايت نمىكند» «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبيلًا».
اين تغيير روشهاى پى در پى، و هر روز به رنگى در آمدن، يا مولود تلوّن و عدم تحقيق كافى در مبانى اسلام بود، و يا نقشهاى بود كه افراد منافق و كفار متعصب اهل كتاب، براى متزلزل ساختن مؤمنان واقعى، طرح و اجرا مىكردند كه با اين رفت و آمدهاى پى در پى، مؤمنان واقعى را در ايمان خود متزلزل سازند، چنان كه در آيه ٧٢ سوره «آل عمران» شرح آن گذشت.
البته آيه فوق هيچگونه دلالتى بر عدم قبول توبه اين گونه اشخاص ندارد، بلكه موضوع سخن در آيه، تنها آن دستهاى هستند كه در حال شدت كفر، سرانجام چشم از جهان مىپوشند، چنين افرادى به مقتضاى بىايمانى و عملشان، نه شايسته آمرزشند و نه هدايت، مگر اين كه در كار خود تجديد نظر كنند.
***
سپس در آيه بعد مىگويد: «به اين دسته از منافقان بشارت بده كه عذاب