تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
به خدا و پيامبر ايمان آوردهاند، اما به جزئيات و تفاصيلِ معتقدات اسلامى آشنا نشدهاند.
اينجا است كه قرآن دستور مىدهد: مؤمنان واقعى بايد به تمام انبياء، كتب پيشين و فرشتگان الهى ايمان داشته باشند؛ زيرا عدم ايمان به اينها مفهومش انكار حكمت خداوند است.
آيا ممكن است خداوندِ حكيم، انسانهاى پيشين را بدون رهبر و راهنما گذاشته باشد تا در ميدان زندگى سرگردان شوند؟!
و در پايان آيه، سرنوشت كسانى كه از اين واقعيتها غافل بشوند را بيان كرده، چنين مىفرمايد: «كسى كه به خدا و فرشتگان، و كتب الهى، و فرستادگان او، و روز بازپسين، كافر شود، در گمراهى دور و درازى افتاده است» «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعيداً».
آيا منظور از ايمان به فرشتگان تنها فرشتگان وحى است، كه ايمان به آنها از ايمان به انبياء و كتب آسمانى غير قابل تفكيك است؟
و يا همه فرشتگان؟
زيرا همان طور كه بعضى از آنان در امر وحى و تشريع دستاندر در كارند، جمعى هم مأمور تدبير عالم تكوين هستند، و ايمان به آنها در حقيقت گوشهاى از ايمان به حكمت خدا است.
بر اين اساس، ايمان به خالق و ايمان به برنامهها و كتابهاى او و ايمان به واسطههائى كه اين برنامهها را براى هدايت ارائه مىدهند، و ايمان به آخرت يعنى هدف اصلى از خلقت بر هر مسلمانى واجب شمرده شده است.
در حقيقت، در اين آيه، ايمان به پنج اصل لازم شمرده شده، يعنى علاوه بر ايمان به مبدأ و معاد، ايمان به كتب آسمانى و انبياء و فرشتگان نيز لازم است.