تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
اداى شهادتهائى كه به ضرر بستگانشان مىشد، خوددارى مىكردند، آيه فوق نازل شد و در اين زمينه به آنها هشدار دارد. «١»
ولى- همان طور كه آيه اشاره مىكند- اين كار با روح ايمان سازگار نيست، مؤمن واقعى كسى است كه در برابر حق و عدالت، هيچگونه ملاحظهاى نداشته باشد و حتى منافع خويش و بستگان خويش را به خاطر اجراى آن ناديده بگيرد.
ضمناً از اين جمله استفاده مىشود: بستگان مىتوانند با حفظ اصول عدالت به سود يا به زيان يكديگر شهادت دهند (مگر اين كه قرائن اتهام به طرفدارى و اعمال تعصب در كار بوده باشد).
آنگاه به قسمت ديگرى از عوامل انحراف از اصل عدالت، اشاره كرده مىفرمايد: نه ملاحظه ثروت ثروتمندان بايد مانع شهادت به حق گردد و نه عواطف ناشى از ملاحظه فقر فقيران؛ زيرا اگر آن كس كه شهادت به حق به زيان او تمام مىشود، ثروتمند يا فقير باشد، خداوند نسبت به حال آنها آگاهتر است، نه صاحبان زر و زور مىتوانند در برابر حمايت پروردگار، زيانى به شاهدان بر حق برسانند، و نه فقير با اجراى «عدالت» گرسنه مىماند، لذا مىفرمايد: «اگر آنها بىنياز يا مستمند باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنها حمايت كند» «إِنْ يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقيراً فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما».
و باز براى تأكيد، دستور مىدهد: «بنابراين از هوا و هوس پيروى نكنيد تا مانعى در راه اجراى عدالت ايجاد گردد» «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا». «٢»