تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣
«قَوّامين» جمع «قوّام» «صيغه مبالغه» به معنى «بسيار قيام كننده» است، يعنى بايد در هر حال و در هر كار و در هر عصر و زمان قيام به عدالت كنيد، به گونهاى كه اين عمل خلق و خوى شما شود، و انحراف از آن بر خلاف طبع و روح شما گردد.
تعبير به «قيام» در اينجا ممكن است به خاطر آن باشد كه انسان براى انجام كارها معمولًا بايد به پا خيزد، و به دنبال آنها برود، بنابراين «قيام به كار» كنايه از تصميم، عزم راسخ و اقدام جدى درباره آن است، اگر چه آن كار همانند حكم قاضى احتياج به قيام و حركتى نداشته باشد.
و نيز ممكن است: تعبير به «قيام» از اين نظر باشد كه قائم معمولًا به چيزى مىگويند كه عمود بر زمين بوده باشد و كمترين ميل و انحرافى به هيچ طرف نداشته باشد، يعنى بايد آن چنان عدالت را اجرا كنيد كه كمترين انحرافى به هيچ طرف پيدا نكند.
پس از آن براى تأكيد مطلب، مسأله «شهادت» را عنوان كرده، مىفرمايد: «به خصوص در مورد شهادت، بايد همه ملاحظات را كنار بگذاريد و فقط به خاطر خدا شهادت به حق دهيد، اگر چه به زيان شخص شما، يا پدر و مادر و يا نزديكان تمام شود» «شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الأَقْرَبينَ».
اين موضوع در همه اجتماعات و مخصوصاً در اجتماعات جاهلى وجود داشته و دارد، كه معمولًا در شهادت دادن، مقياس را حبّ و بغضها و چگونگى ارتباط اشخاص با شهادت دهنده قرار مىدهند، و حق و عدالت براى آنها مطرح نيست.
مخصوصاً از حديثى كه از «ابن عباس» نقل شده استفاده مىشود كه: افراد تازه مسلمان حتى بعد از ورود به «مدينه» به خاطر ملاحظات خويشاوندى از