تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨
تفسير:
ثواب دنيا و آخرت پيش خدا است
در آيه قبل، به اين حقيقت اشاره شد: اگر ضرورتى ايجاب كند كه دو همسر از هم جدا شوند، و چارهاى از آن نباشد، اقدام بر اين كار بىمانع است و نبايد از آينده بترسند؛ زيرا خداوند آنها را از فضل و كرم خود بىنياز خواهد كرد.
در اين آيه اضافه مىكند: ما قدرت بىنياز نمودن آنها را داريم؛ زيرا «آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ملك خدا است» «وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ».
كسى كه ملك بى انتها و قدرت بىپايان دارد از بىنياز ساختن بندگان خود عاجز نخواهد بود، پس از آن براى تأكيد درباره پرهيزگارى در اين مورد و هر مورد ديگر، مىفرمايد: «به يهود و نصارا و كسانى كه قبل از شما داراى كتاب آسمانى بودند و همچنين به شما سفارش كردهايم كه پرهيزگارى را پيشه كنيد» «وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ».
تقوا مايه پيشرفت فرد و جامعه است، جامعهاى كه لباس تقوا در تن داشته باشد، جامعهاى است مترقّى كه مىتواند از همه مواهب الهى در جهان آفرينش استفاده كند.
بعد از آن روى سخن را به مسلمانان كرده، مىگويد: اجراى دستور تقوا به سود خود شما است، و خدا نيازى به آن ندارد اما «اگر سرپيچى كنيد و راه طغيان و نافرمانى پيش گيريد، زيانى به خدا نمىرسد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است، و او بىنياز و در خور ستايش است» «وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ غَنِيّاً حَميداً».
در حقيقت، غنى و بىنياز به معنى واقعى، خدا است؛ زيرا او «غنى بالذات»