تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
است و به هيچ وجه اصلاحپذير نيست، آنها مجبور نيستند چنان ازدواجى را ادامه دهند، و تا پايان عمر با تلخ كامى در چنين زندگى خانوادگى زندانى باشند بلكه مىتوانند از هم جدا شوند.
در اين موقع بايد شجاعانه تصميم بگيرند، از آينده وحشت نكنند؛ زيرا «اگر با چنين شرائطى از هم جدا شوند خداوند بزرگ هر دو را با فضل و رحمت خود بىنياز خواهد كرد و اميد است همسران بهتر و زندگانى روشنترى در انتظار آنها باشد» «وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ».
«زيرا خداوند همواره فضل و رحمت وسيع و آميخته با حكمت داشته و دارد» «وَ كانَ اللَّهُ واسِعاً حَكيماً».
***
نكته:
آيا تعدّد زوجات ممنوع است؟
همان طور كه در ذيل آيه ٣ همين سوره يادآور شديم، بعضى از بىخبران از ضميمه كردن آن آيه با آيه مورد بحث، چنين نتيجه مىگيرند كه تعدّد زوجات مشروط به عدالت است، و عدالت هم ممكن نيست، بنابراين تعّدد زوجات در اسلام ممنوع است.
اتفاقاً از روايات اسلامى بر مىآيد نخستين كسى كه اين ايراد را مطرح كرد «ابن ابى العوجاء» از مادّيين معاصر امام صادق عليه السلام بود.
او اين ايراد را با «هشام بن حكم» دانشمند مجاهد اسلامى در ميان گذاشت.
«هشام» كه جوابى براى اين سؤال نيافته بود از شهر خود كه ظاهراً «كوفه» بود به سوى «مدينه» (براى يافتن پاسخ همين سؤال) حركت كرد، و به خدمت امام صادق عليه السلام رسيد.