تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
است؛ زيرا يك نقطه مرتفع از هجوم سيلاب در امان است، و يك مجلس سرّى يا سخن درگوشى از اطلاع ديگران بركنار مىباشد.
به هر حال، آيه مىگويد: «در غالب جلسات محرمانه و مخفيانه آنها كه بر اساس نقشههاى شيطنت آميز بنا شده خير و سودى نيست» «لا خَيْرَ في كَثيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ».
پس از آن براى اين كه گمان نشود هر گونه «نجوا» و سخن درگوشى يا جلسات سرّى مذموم و ممنوع است، به چند مورد به عنوان مقدمه بيان يك قانون كلى، به صورت استثناء در ذيل آيه اشاره كرده، مىفرمايد:
«مگر كسى كه در نجواى خود، توصيه به صدقه و كمك به ديگران، يا انجام كار نيك، و يا اصلاح در ميان مردم نمايد» «إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ».
و «اين گونه نجواها اگر به خاطر تظاهر و رياكارى نباشد بلكه منظور از آن كسب رضاى پروردگار بوده باشد، خداوند پاداش بزرگى براى آن مقرر خواهد فرمود» «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً».
اصولًا نجوا، سخنان درگوشى و تشكيل جلسات سرّى در قرآن به عنوان يك عمل شيطانى معرفى شده است، مىفرمايد: انَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ: «نجوى از شيطان است». «١»
زيرا اين كار غالباً براى اعمال نادرست صورت مىگيرد، چرا كه انجام كار خير، مفيد و مثبت معمولًا چيز محرمانه و مخفيانهاى نيست كه مردم بخواهند با سخنان درگوشى آن را انجام دهند.
ولى از آنجا كه گاهى شرائط فوقالعادهاى پيش مىآيد كه انسان مجبور