تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢
اغراض سوء خود را درباره يك مسلمان بىگناه عملى سازند، ولى خداوندى كه حافظ پيامبر خويش است، نقشههاى آنها را نقش بر آب كرد.
بعضى براى اين آيه شأن نزول ديگرى ذكر كردهاند و آن اين كه: هيأتى از طايفه «بنىثقيف» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، گفتند: ما با دو شرط با تو بيعت مىكنيم:
نخست اين كه: بتهاى خود را با دست خود نشكنيم.
ديگر اين كه: بر ما مهلت دهى تا يك سال ديگر بت «عزّى» را پرستش كنيم!
خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله خود دستور داد: در برابر پيشنهادهاى آنها به هيچ وجه انعطافى نشان ندهد، آيه فوق نازل شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام كرد كه لطف خدا او را در برابر اين وسوسهها حفظ مىكند. «١»
سپس قرآن مىگويد: «اينها فقط خود را گمراه مىكنند و هيچگونه زيان به تو نمىرسانند» «وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ».
سرانجام علت مصونيت پيامبر صلى الله عليه و آله از گمراهى و خطا و گناه را چنين بيان مىكند: «خدا، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمىدانستى به تو آموخت» «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ».
و در پايان آيه مىفرمايد: «فضل خداوند بر تو بسيار بزرگ بوده است» «وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً».
***