تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
انَّ لَنَا الْعُزّى وَ لا عُزّى لَكُمْ: «ما داراى بت بزرگ عزّى هستيم و شما نداريد».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: شما هم در برابر شعار آنها بگوئيد:
اللَّهُ مَوْلينا وَ لا مَوْلى لَكُمْ: «سرپرست و تكيه گاه ما خدا است و شما سرپرست و تكيه گاهى نداريد».
«ابوسفيان» كه خود را در مقابل اين شعار زنده اسلامى ناتوان مىديد، دست از بت «عزّى» برداشت و به دامن بت «هبل» در آويخت و فرياد زد:
أُعْلُ هُبَلَ!: «سربلند باد هبل»!
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد اين شعار جاهلى را نيز با شعارى نيرومندتر و محكمتر پاسخ دهند و بگويند:
اللَّهُ أَعْلى وَ أَجَلُّ!: «خداوند برتر و بالاتر است».
«ابوسفيان» كه از اين شعارهاى گوناگون خود بهرهاى نگرفت فرياد زد:
ميعادگاه ما سرزمين بدر صغرى است.
مسلمانان از ميدان جنگ با زخمها و جراحات فراوان بازگشتند، در حالى كه از حوادث دردناك احد سخت ناراحت بودند، در اين هنگام آيه بالا نازل شد و به آنها هشدار داد كه در تعقيب مشركان كوتاهى نكنند و از اين حوادث دردناك ناراحت نشوند.
مسلمانان با همان حال، به تعقيب دشمن برخاستند و هنگامى كه خبر به مشركان رسيد با سرعت از منطقه دور شدند و به «مكّه» بازگشتند. «١»