تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩
است؛ زيرا مسافر، زمين را به هنگام سفر با پاى خود مىكوبد. «١»
نكته ديگر اين كه: در آيه فوق، مسأله نماز قصر، مشروط به ترس از خطر دشمن شده است، در حالى كه در مباحث فقهى مىخوانيم نماز قصر، يك حكم عمومى است و تفاوتى در آن، ميان سفرهاى خوفناك يا امن و امان نمىباشد، روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنن در زمينه نماز قصر وارد شده است نيز اين عموميت را تأييد مىكند. «٢»
در پاسخ بايد گفت: ممكن است مقيد ساختن حكم قصر به مسأله «خوف» به خاطر يكى از چند جهت باشد:
الف- اين قيد، ناظر به وضع مسلمانان آغاز اسلام است و به اصطلاح قيد غالبى است، يعنى غالباً سفرهاى آنها توأم با خوف بوده و همان طور كه در علم اصول گفته شده «قيود غالبى» مفهوم ندارند، چنان كه در آيه: وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِى فِى حُجُورِكُمْ: «دختران همسرانتان كه در دامانتان بزرگ مىشوند بر شما حرامند» «٣» نيز با همين مسأله رو به رو مىشويم؛ زيرا «دختران همسر» مطلقاً جزء محارمند، خواه در دامان انسان بزرگ شده باشند يا نه، ولى چون غالباً زنان مطلقهاى كه شوهر مىكنند جوانند و فرزندان خردسالى دارند كه در دامان شوهر دوم بزرگ مىشوند قيد فِى حُجُورِكُم: «در دامانتان» در آيه مزبور ذكر شده است.
يعنى: از اين قيد استفاده نمىشود كه اگر در دامان شما بزرگ نشدند بر شما مَحرم نيستند، نسبت به آيه مورد بحث نيز چنين است، يعنى غالباً در آن دوران مسافرت با خوف و ترس بوده، اما اين مفهوم از آن استفاده نمىشود كه اگر سفر