تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
مىگردد.
از اين گذشته، به فرض اين كه: فرشتگان متعدد نباشند و تنها يك فرشته باشد، باز مشكلى ايجاد نمىشود؛ زيرا تجرد وجودى او ايجاب مىكند كه دائره نفوذ عملش فوق العاده وسيع باشد؛ چرا كه يك وجود مجرد مىتواند احاطه وسيعى نسبت به جهان ماده داشته باشد.
در حديثى كه درباره فرشته مرگ (ملك الموت) از امام صادق عليه السلام نقل شده، مىخوانيم: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از احاطه او نسبت به جهان سؤال كرد، در جواب چنين گفت:
مَا الدُّنْيا كُلُّها عِنْدِى فِيْما سَخَّرَهَا اللَّهُ لِى وَ مَكَّنَنِى عَلَيْها الَّا كَالدِّرْهَمِ فِى كَفِّ الرَّجُلِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشاءُ:
«اين جهان و آنچه در آن است با تسلط و احاطهاى كه خداوند به من بخشيده در نزد من همچون سكهاى است در دست انسان، كه هر گونه بخواهد آن را مىچرخاند». «١»
ضمناً اگر مىبينيم در بعضى از آيات قرآن، قبض روح به خدا نسبت داده شده است، مانند: اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِيْنَ مَوْتِها:
«خداوند جانها را در موقع مرگ مىگيرد» «٢» با آيات گذشته هيچ منافاتى ندارد؛ زيرا در مواردى كه كار با وسائطى انجام مىگيرد، گاهى كار را به وسائط نسبت مىدهند و گاهى به آن كسى كه اسباب و وسائط را فراهم كرده است، و هر دو نسبت، صحيح است.