تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
گفتند: ما در محيط خود تحت فشار بوديم و به همين جهت توانائى بر اجراى فرمان خدا نداشتيم» «إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الأَرْضِ».
اين اعتذار از آنان پذيرفته نشد، بلكه از فرشتگان خدا پاسخ شنيدند: «مگر سرزمين پروردگار وسيع و پهناور نبود كه مهاجرت كنيد و خود را از آن محيط آلوده و خفقان بار برهانيد»؟ «قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها».
آرى، آنها هيچ عذر و بهانه قابل قبولى در برابر اين اعتراض نداشتند، لذا در پايان آيه، به سرنوشت آنان اشاره كرده، مىفرمايد: «اين گونه اشخاص كه با عذرهاى واهى و مصلحتانديشىهاى شخصى شانه از زير بار هجرت خالى كردند و زندگى در محيط آلوده و خفقان بار را بر آن ترجيح دادند، جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى دارند» «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً».
و بدين ترتيب، مجازات كسانى كه راه چاره براى خروج از محيط كفر دارند و مىتوانند از همكارى با كفار خوددارى كنند و نمىكنند را مشخص ساخته است.
***
در آيه بعد، مستضعفان و ناتوانهاى واقعى (نه مستضعفان دروغين) را استثناء كرده، مىفرمايد:
«مگر مردان و زنان و كودكانى كه هيچ راه چارهاى براى هجرت و هيچ طريقى براى نجات از آن محيط آلوده نمىيابند» «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلًا».
زيرا واقعاً اين دسته معذورند و خداوند ممكن نيست تكليف ما لا يطاق كند.