تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
اموال و فرزندان خود را در پناه كوهى قرار داد و به استقبال مسلمانان شتافت، در حالى كه به يگانگى خدا و نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله گواهى مىداد.
«اسامة بن زيد» به گمان اين كه مرد يهودى از ترس جان و براى حفظ مال اظهار اسلام مىكند و در باطن مسلمان نيست، به او حمله كرد و او را كشت و گوسفندان او را به غنيمت گرفت، هنگامى كه خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، پيامبر صلى الله عليه و آله سخت از اين جريان ناراحت شد، فرمود:
تو مسلمانى را كشتى، «اسامة» ناراحت شد، عرض كرد:
اين مرد از ترس جان و براى حفظ مالش اظهار اسلام كرد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: تو كه از درون او آگاه نبودى، چه مىدانى؟ شايد به راستى مسلمان شده.
در اين موقع آيه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد كه: به خاطر غنائم جنگى و مانند آن هيچ گاه سخن كسانى كه اظهار اسلام مىكنند را انكار ننمايند، بلكه هر كس اظهار اسلام كرد، بايد سخن او را پذيرفت. «١»
تفسير:
اظهار اسلامِ كسى را انكار نكنيد
بعد از آن كه در آيات گذشته تأكيدات لازم نسبت به حفظ جان افراد بىگناه شد، در اين آيه، يك دستور احتياطى براى حفظ جان افراد بىگناهى كه ممكن است مورد اتهام قرار گيرند، بيان مىكند، مىفرمايد: