پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - شرح و تفسير موعظه گمراهان
راهنمايان گمراه، در گمراهى سرگردان است». و به راستى چنين است، زيرا نور هدايت يا بايد از درون بتابد يا از برون بوسيله رهبران الهى. در غير اين صورت تاريكى درون و گمراهى برون كه به وسيله مشاوران بىايمان و ناآگاه حاصل مىشود، انسان را به سوى پرتگاه مىبرد؛ نه سخنانش نظم منطقى دارد و نه در اعمالش برنامه عاقلانهاى ديده مىشود.
سپس امام عليه السلام به پاسخ يكى از اشتباهات بزرگ معاويه كه در نامه خود ذكر كرده است مىپردازد او در نامه خود چنين نوشته بود كه بيعت امام عليه السلام صحيح نبوده زيرا مردم شام آنرا نپذيرفتهاند امام عليه السلام مىفرمايد: «بيعت خلافت يك بار بيشتر نيست نه تجديد نظر در آن راه دارد نه اختيار فسخ، بنابراين آنكس كه از بيعت خارج شود (بر آراى مهاجران و انصار) طعنه زده و به مخالفت برخاسته (و آن را بىاعتبار شمرده) و آن كس كه درباره آن ترديد به خود راه دهد منافق است»؛ (لِأَنَّهَا بَيْعَةٌ وَاحِدَةٌ لَا يُثَنَّى فِيهَا النَّظَرُ [١]، وَ لَا يُسْتَأْنَفُ فِيهَا الْخِيَارُ. الْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ، وَالْمُرَوِّي [٢] فِيهَا مُدَاهِنٌ). [٣]
در واقع امام عليه السلام به يكى از مسلمات نزد معاويه در مسأله خلافت استدلال مىكند؛ زيرا او معتقد بود كه خلافت خلفاى پيشين كه بر اساس آراى مهاجرين و انصار بوده رسميّت داشته است و كسانى كه از مدينه دور بودهاند مىبايست به آراى مهاجرين و انصار احترام بگذارند و آن را بپذيرند. سنّت خلفاى پيشين چنين بوده است. امام عليه السلام مىفرمايد: چگونه درباره خلفاى پيشين رأى مهاجرين و انصار و به اصطلاح اهل حل و عقد را مىپذيرى؛ اما نسبت به بيعت من كه
[١]. «النظر» در اينجا به معناى تأمل كردن است؛ يعنى بيعت بعد از انجامش قابل تأمل و تجديد نظر نيست (اين در صورتى است كه نظر با (فى) متعدى بشود).
[٢]. «مروّى» به معناى كسى است كه درباره چيزى شك و ترديد دارد و فكر و انديشه مىكند؛ از ريشه «ترويه» كه گاه به معناى سيراب كردن و گاه به معناى مطالعه كردن درباره چيزى آمده است.
[٣]. «مداهن» به معناى چاپلوس و منافق.