پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤ - شرح و تفسير
چكيده كلام امام عليه السلام اين است كه من در اين وصيّتنامه خود به نفى آرا و عقايد باطله، با دليل و برهان پرداختم گر چه طرح عقايد باطله و شبهات منحرفان خوشايند نيست؛ ولى ضرورت ايجاب مىكند كه آنها را طرح كنم و پاسخ آنها را روشن سازم، زيرا اين كار بهتر از آن است كه بر آن پردهپوشى كنم و يك روز تو گرفتار آن شوى و پاسخ آن را نداشته باشى.
اين دغدغهاى است كه همه معلمان و مربيان آگاه دارند كه اگر شبهاتِ گمراهان را مطرح نكنند بيم آن مىرود كه شخصِ مورد تربيت روزى گرفتار آن شود بنابراين سعى مىكنند آن شبهات را به صورت حدّ اقل عنوان كنند و پاسخ قاطع آن را بگويند.
اين جمله ممكن است ادامه گفتار امام عليه السلام راجع به قرآن مجيد و اهمّيّت آن باشد و مىخواهد بفرمايد: من از قرآن دلايل بطلان اين عقايد فاسد را به تو تعليم مىدهم تا گرفتار شبهات فاسدان و مفسدان نشوى.
اين احتمال نيز وجود دارد كه جمله مستقلى باشد؛ يعنى علاوه بر اينكه لازم ديدم كتاب اللَّه و تفسير آن و احكام حلال و حرام را به تو تعليم دهم، لازم ديدم به كمك دليل عقل، به نقد آراى باطله و عقايد فاسده، برخيزم و تو را از افتادن در دام منحرفان رهايى بخشم. تعبير به «ثُمَّ أَشْفَقْتُ» با توجّه به كلمه «ثمّ» كه اشاره به مطلب تازهاى است، با تفسير دوم مناسبتر است.
به گفته مرحوم مغنيه در شرح نهجالبلاغه خود، تعبيرات امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامه بار ديگر بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه امام به عنوان امامت و امام حسن مجتبى عليه السلام به عنوان جانشين امام عليه السلام در اينجا مطرح نيست، بلكه به عنوان پدرى دلسوز در برابر فرزندى نيازمند به تعليم و تربيت، اين سخنان را بيان فرموده، زيرا همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد امام حسن عليه السلام در آن زمان بيش از سى سال از عمر مباركش مىگذشت. آيا امكان دارد كه امام عليه السلام تا آن زمان به او