پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٠ - شرح و تفسير بيست و هشت اندرز ديگر
هجدهم. حضرت در اين توصيه پربار خود مىفرمايد: «گاه نوميدى نوعى رسيدن به مقصد است در آنجا كه طمع موجب هلاكت مىشود»؛ (قَدْ يَكُونُ الْيَأْسُ إِدْرَاكاً، إِذَا كَانَ الطَّمَعُ هَلَاكاً).
اشاره به اينكه گاه انسان، پيوسته براى رسيدن به مقصدى تلاش و كوشش مىكند و طمع دارد به آن دست يابد در حالى كه خدا مىداند شر او در آن است، لذا او را مأيوس و محروم مىسازد در اينجا گر چه ظاهراً او به هدف نرسيده ولى در واقع هدف كه سلامت و حفظ منافع است براى او حاصل شده است، بنابراين هميشه نبايد يأس و نوميدى را شكست و زيان محسوب داشت بلكه در بسيارى از موارد پيروزى و موفقيت است.
نوزدهم. «چنان نيست كه هر عيب پنهانى آشكار شود»؛ (لَيْسَ كُلُّ عَوْرَةٍ تَظْهَرُ).
در تفسير اين جمله احتمالاتى است: نخست اينكه اگر افرادى را ظاهراً بىعيب دانستيد زياد به وضع ظاهرى آنها مغرور نشويد، زيرا ممكن است عيوب پنهانى داشته باشند كه بر شما ظاهر نگرديده است، بنابراين احتياط را در هر حال از دست ندهيد. اين تفسير را جمعى از شارحان نهجالبلاغه پذيرفتهاند.
ديگر اينكه انسان اگر ظاهراً خودش را بىعيب ديد نبايد مغرور شود، چرا كه بسيارى از عيوب است كه جز با تأمل و تفكر آشكار نمىشود همان گونه كه در حالات بعضى از بزرگان گفتهاند كه بعد از مثلًا سى سال ناگهان بر اثر پيشامدى به بعضى از عيوب خود واقف شدند.
احتمال سومى نيز در اينجا وجود دارد و آن اينكه اگر عيوبى داشتى و خود را نسبت به ديگران معيوبتر ديدى، نگران نباش و در اصلاح خويش بكوش، زيرا ديگران هم غالباً عيوبى دارند كه در پنهان داشتن آن مىكوشند.
البته اين تفسيرها با هم تضادى ندارند و ممكن است هر سه در مفهوم جمله