پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٧ - ترجمه
تشويق نمود.
قرآن مجيد از مثالهاى زيبا و پرمعنا بسيار استفاده كرده و بخش مهمى از قرآن را مثلهاى قرآن تشكيل مىدهد. در كلمات امام عليه السلام در نهجالبلاغه نيز مثالهاى فراوان پرمعنايى ديده مىشود كه نهايت فصاحت و بلاغت در آن به كار گرفته شده است.
امام عليه السلام بعد از ذكر اين مقدمه دو مثال مىزند نخست مىفرمايد: «كسانى كه دنيا را خوب آزمودهاند (مىدانند كه آنها) همچون مسافرانى هستند كه در منزلگاهى بى آب و آبادى وارد شدهاند (كه قابل زيستن و ماندن نيست) لذا تصميم گرفتهاند به سوى منزلى پر نعمت و ناحيهاى راحت (براى زيستن) حركت كنند، از اين رو (آنها براى رسيدن به آن منزل) مشقت راه را متحمّل شده و فراق دوستان را پذيرفته و خشونتها و سختىهاى سفر و غذاهاى ناگوار را (با جان و دل) قبول نمودهاند تا به خانه وسيع و منزلگاه آرامشان گام نهند»؛ (إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ [١] الدُّنْيَا كَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ [٢] نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِيبٌ [٣]، فَأَمُّوا [٤] مَنْزِلًا خَصِيباً [٥] وَ جَنَاباً [٦] مَرِيعاً [٧]، فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ [٨] الطَّرِيقِ، وَ فِرَاقَ الصَّدِيقِ، وَ خُشُونَةَ السَّفَرِ،
[١]. «خبر» اين واژه فعل ماضى از ريشه «خبر» بر وزن «قفل» به معناى آگاه شدن و گاه به معنى آزمودن براى آگاه شدن آمده است.
[٢]. «سفر» جمع مسافر است.
[٣]. «جديب» به معناى خشك و بى آب و علف است و از ريشه «جدب» بر وزن «جلب» گرفته شده است.
[٤]. «أمّوا» از ريشه «امّ» بر وزن «غم» به معناى قصد كردن گرفته شده است.
[٥]. «خصيب» به معناى پر نعمت و پر آب و گياه از ريشه «خصب» بر وزن «جسم» به معناى فزونى نعمت گرفته شده است.
[٦]. «جناب» به معناى ناحيه است.
[٧]. «مريع» به معنى پر نعمت از ريشه «مرع» بر وزن «رأى» به معناى فزونى گرفته شده است و «ارض مريعة» به معناى زمين حاصلخيز است.
[٨]. «وعثاء» از ريشه «وعث» بر وزن «درس» به معناى شنهاى نرمى است كه پاى انسان در آن فرو مىرود و او را از راه رفتن باز مىدارد و به زحمت مىافكند. سپس بر هر گونه مشكلات اطلاق شده است، «وعثاء الطريق» اشاره به مشكلات سفر است.