پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - شرح و تفسير انگيزه من براى نوشتن اين وصيتنامه
است به آنها بگويند و وصيّت كنند.
آن گاه امام عليه السلام به توضيح بيشترى مىپردازد و مىفرمايد: «و نكات برجستهاى را در وصيتم وارد كردم پيش از آنكه اجلم فرا رسد در حالى كه آنچه را در درون داشتهام بيان نكرده باشم و به همين دليل پيش از آنكه در رأى و فكرم نقصانى حاصل شود آن گونه كه در جسمم (بر اثر گذشت زمان) به وجود آمده و پيش از آنكه هوا و هوس و فتنههاى دنيا بر تو هجوم آورد و همچون مركبى سركش شوى به تعليم و تربيت تو مبادرت كردم»؛ (وَ أَوْرَدْتُ خِصَالًا مِنْهَا قَبْلَ أَنْ يَعْجَلَ بِي أَجَلِي دُونَ أَنْ أُفْضِيَ [١] إِلَيْكَ بِمَا فِي نَفْسِي، أَوْ أَنْ أُنْقَصَ فِي رَأْيِي كَمَا نُقِصْتُ فِي جِسْمِي، أَوْ يَسْبِقَنِي إِلَيْكَ بَعْضُ غَلَبَاتِ الْهَوَى وَ فِتَنِ الدُّنْيَا، فَتَكُونَ كَالصَّعْبِ النَّفُورِ). [٢]
امام عليه السلام در اينجا نه به عنوان معصوم و نيز مخاطبش نه به عنوان فرزندى معصوم، بلكه به عنوان پدرى پير و دلسوز در برابر فرزندى كه ممكن است در معرض تندباد وسوسههاى نفس و فتنههاى دنيا قرار بگيرد، به دو نكته راجع به خودش و يك نكته درباره فرزندش اشاره مىكند و مىفرمايد: از يك سو سن من بالا رفته و بيم فرا رسيدن اجل و از دست رفتن فرصت را دارم و از سوى ديگر همراه بالا رفتن سن همان گونه كه اعضاى بدن ضعيف و ناتوان مىشود، فكر هم ممكن است به سستى گرايد و از سوى سوم تو كه مخاطب من هستى نيز در معرض آفات مختلفى قرار بگيرى؛ وسوسههاى شيطان، هواى نفس و بندگى دنيا كه اگر چنين شود باز فرصت پند و اندرز از دست مىرود.
روى اين جهات، من مبادرت به اين وصيّت و اندرزنامه كردم تا به نتيجه
[١]. «افضى» از ريشه «افضاء» و ريشه «فضا» گرفته شده و به معناى وصول به چيزى است، گويى در فضاى او وارد شده است سپس در مورد القا و تعليم مطلبى به ديگرى به كار رفته گويى آن مطلب را در فضاى فكر مخاطب وارد مىكند.
[٢]. «نَفور» در اصل به معناى حيوان فرارى كه از چيز وحشتناكى رم كرده باشد و سپس به انسانهايى كه از چيزى فرارى هستند نيز اطلاق شده است.