پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩ - ترجمه
حركت كن. معاويه همراه با دو نفر ديگر سوار بر شتران تندرو شدند و خود را به مدينه رساندند. وى چون بر عثمان وارد شد؛ عثمان سؤال كرد لشكرى با خود آوردهاى؟ گفت: نه، پرسيد: چرا؟ گفت: براى اينكه ترسيدم اگر لشكر شام در اين امر دخالت كنند مردم تو را زودتر به قتل رسانند؛ ولى شتران تندرو با خود آوردم تا سه روزه تو را به شام برساند. عثمان خشمگين شد و به معاويه بد گفت و پيشنهاد او را غلط شمرد و معاويه از نزد عثمان خارج شد و به سوى شام باز گشت. [١]
در تاريخ طبرى در حوادث سال ٣٥ هجرى آمده است كه شورشيان عثمان را در محاصره شديدى قرار دادند و همه چيز حتى آب را از او قطع كردند «و قد كان يدخل بالشىء مما يريد؛ على عليه السلام نيازهاى او را برطرف مىكرد». [٢]
نيز در همين كتاب، طبرى مىنويسد: هنگامى كه شورشيان آب و غذا را بر عثمان قطع كردند، على عليه السلام شديداً ناراحت شد و گفت: اى مردم اين كارى كه شما انجام مىدهيد نه شبيه كار مسلمانان است و نه كافران، آب و غذا را از او قطع نكنيد. روم و فارس حتى با اسيران خود چنين نمىكردند چرا و به چه عنوان او را در محاصره قرار داده و قتلش را حلال مىشمريد؟ [٣]
طبرى در ادامه اين سخن مىافزايد: هنگامى كه جمعيت به در خانه عثمان حمله بردند، امام حسن عليه السلام و بعضى ديگر از فرزندان صحابه آنها را نهى كردند. [٤]
ولى از آنجا كه امام عليه السلام پيش از اين حادثه بارها از عثمان در برابر كارهاى ناروايش انتقاد مىكرد و كراراً او را نصيحت و ارشاد مىفرمود كه دست از اين اعمال بردارد و در برابر مردم حاضر شود، درد دل مردم را بشنود و به خواستههاى حق آنها پاسخ گويد. اين امور بهانهاى به دست معاويه و امثال او داد
[١]. تاريخ مدينه دمشق، ج ٣٩، ص ٣٣٧.
[٢]. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤١٦ تا ٤١٨.
[٣]. همان مدرك.
[٤]. همان مدرك.