پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - ترجمه
كه بر عثمان به سبب بدعتهايى كه (در مورد تقسيم بيت المال و پستهاى كشور اسلامى در ميان نااهلان) گذارده بود، عيب بگيرم و او را به خاطر (اين كارها) سرزنش نمايم. اگر گناه من ارشاد و هدايت او باشد (هيچ مانعى ندارد و اگر به اين كار ملامت شوم افتخار مىكنم) چه بسيار كسانى كه ملامت مىشوند و بىگناهند (و به گفته شاعر) گاه شخص ناصح و خيرخواه از بس اصرار در نصيحت مىكند متهم مىشود»؛ (وَ مَا كُنْتُ لِأَعْتَذِرَ مِنْ أَنِّي كُنْتُ أَنْقِمُ [١] عَلَيْهِ أَحْدَاثاً [٢]؛ فَإِنْ كَانَ الذَّنْبُ إِلَيْهِ إِرْشَادِي وَ هِدَايَتِي لَهُ، فَرُبَّ مَلُومٍ لَا ذَنْبَ لَهُ. وَ قَدْ يَسْتَفِيدُ الظِّنَّةَ [٣] الْمُتَنَصِّحُ). [٤]
امام عليه السلام در پايان اين سخن مىفرمايد: «من جز اصلاح- تا آنجا كه توانايى دارم، هدفى نداشته و ندارم- و توفيق من (در اين كار)، جز به (يارى) خدا نيست. تنها بر او توكل كردم؛ و به سوى او باز مىگردم؛ (وَ مَا أَرَدْتُ «إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ، وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ»). [٥]
بىشك، امام عليه السلام از معدود كسانى بود كه از ريختن خون عثمان ممانعت مىكرد و فرزندان خود (امام حسن و امام حسين عليهما السلام را) به دفاع از او تشويق مىكرد. [٦]
در تاريخ ابن عساكر آمده است هنگامى كه عثمان در محاصره شديد قرار گرفت پيكى به سوى معاويه فرستاد كه فوراً با لشكرى براى يارى من از شام
[١]. «انقم» از ريشه «نقم» بر وزن «قلم» در اصل به معناى انكار كردن چيزى است. سپس به معناى انتقام گرفتن و خرده گرفتن آمده و در اينجا به همين معناست.
[٢]. «احداث» جمع «حدث» بر وزن «عبث» به معناى هر چيز تازه و نيز به معناى بدعت آمده است و در اينجا به همين معناست.
[٣]. «الظنّة» به معناى تهمت است از ريشه ظنّ به معناى گمان بد گرفته شده است.
[٤]. «المتنصح» به معناى فرد خيرخواه و بسيار نصيحت كننده است.
[٥]. هود، آيه ٨٨.
[٦]. الامامة والسياسة، ج ١، ص ٥٩ و تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٩، ص ٤١٨.