پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢ - شرح و تفسير نبوت افتخار برتر
گفته بود «لبعضنا فضل على بعض؛ ما هيچ كدام بر ديگرى فضيلتى نداريم و به فرض كه فضيلت مختصرى هم باشد نه عزيز را ذليل مىكند و نه ذليل را عزيز» و پاسخ كوبندهاى به او مىدهد و مىفرمايد: « (علاوه بر اينها) فضل و برترى نبوّت در اختيار ماست كه با آن عزيزان (گردنكش و ظالم) را ذليل و ذليلان (محروم و پاكباز) را عزيز و بلند مرتبه ساختيم»؛ (وَ فِي أَيْدِينَا بَعْدُ فَضْلُ النُّبُوَّةِ الَّتِي أَذْلَلْنَا بِهَا الْعَزِيزَ، وَ نَعَشْنَا [١] بِهَا الذَّلِيلَ).
اشاره به اينكه اسلام آمد، ابوسفيانها و ابوجهلها و امثال آنان را كه ساليان دراز بر مردم حكومت ظالمانه داشتند خوار كرد و سلمانها و مقدادها و عمار ياسرها و بلالها را كه غالبا برده و اسير و ذليل بودند، بر اوج عزت نشاند با اين حال چگونه مىگويى نبوّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اثر گذار در اين زمينه نبود.
آن گاه امام عليه السلام دست معاويه را گرفته و به عصر پيامبر صلى الله عليه و آله مىبرد و چگونگى پذيرش اسلام را از ناحيه او و خاندانش نشان مىدهد و مىفرمايد: «و هنگامى كه خداوند عرب را دسته دسته در دين خود داخل ساخت و اين امّت از روى ميل و رغبت يا (منافقان از روى) ترس و وحشت در برابر اسلام تسليم شدند، شما از گروهى بوديد كه وارد اسلام شديد يا به انگيزه رغبت (در دنيا و نيل به مقام و منصب) و يا از روى ترس (از مجازات به سبب جنايات سابقتان)»؛ (وَ لَمَّا أَدْخَلَ اللَّهُ الْعَرَبَ فِي دِينِهِ أَفْوَاجاً، وَ أَسْلَمَتْ لَهُ هَذِهِ الْأُمَّةُ طَوْعاً وَ كَرْهاً، كُنْتُمْ مِمَّنْ دَخَلَ فِي الدِّينِ: إِمَّا رَغْبَةً وَ إِمَّا رَهْبَةً).
اشاره به جريان فتح مكّه، همان گونه كه قرآن مجيد مىگويد: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ* وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دينِ اللَّهِ أَفْواجاً* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ
[١]. «نعشنا» از ريشه «نعش» به معناى بالا بردن است و نعش ميت را به اين سبب نعش مىگويند كه داراى ارتفاعى است يا اينكه به روى دستها بلند مىشود، در جمله بالا منظور اين است كه افراد ذليل اما باايمان و پاكدل در سايه اسلام به عزت رسيدند.