منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٧٥ - الفصل الثالث
و با وجود اين پس بتحقيق پيشى گرفت او و تقصير كردند ايشان، و تقدّم يافت او، و پس افتادند ايشان، زيرا كه كلام آن امام ٧ كلامى است كه بر او اثر جمالى است از علم پروردگار، و در اوست عطرى از كلام نبي مختار، پس اجابت كردم مسألت ايشان را و متوجه شدم بابتدا كردن باين كتاب در حالتى كه عالم بودم به آن چه كه در اين كتابست از منفعت بزرك و ذكر جميل مشهور و اجر ذخيره شده، و قصد كردم بآن كتاب كه بيان و اظهار نمايم از بزرگى قدر و منزلت أمير المؤمنين ٧ در اين فضيلت بلاغت و فصاحت در حالتى كه علاوه بود اين فضيلت بمحاسن كثيره و فضايل وافره، و اظهار نمايم از اين كه آن حضرت منفرد شده است برسيدن منتهاى اين فضيلت از همه گذشتگان در سابق ازمان، همچنان كسانى كه منقول نمىشود از ايشان از آن فضيلت مگر اندكى كه نادر باشد، و مگر شاذى كه رمنده و تنهاست.
و أمّا كلام معجز نظام آن حضرت پس آن دريائيست بىپايان كه بآن فخر فروشى نمىشود، و معظمى است كه قابل معارضه و مباراة نيست، و اراده كردم كه گوارا باشد بجهت من مثل زدن در افتخار نمودن بسبب رسيدن سلسله نسب من بآن امام عاليمقام ٧، با قول فرزدق شاعر كه گفته در مقام مفاخرت بجرير شاعر (اولئك آبائي اه) يعنى ايشانست پدران من پس بياور براى من مثل و مانند ايشان را زمانى كه جمع كند ما را اي جرير مجمعها و محفلها.
الفصل الثالث
و رأيت كلامه ٧ يدور على أقطاب ثلثة، أوّلها الخطب و الأوامر، و ثانيها الكتب و الرّسائل، و ثالثها الحكم و المواعظ، فأجمعت بتوفيق اللّه تعالى على الابتداء باختيار محاسن الخطب، ثمّ محاسن الكتب، ثمّ محاسن الحكم و الأدب، مفردا لكلّ صنف