منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٧٤ - الترجمة
الترجمة
پس بدرستى كه بودم من در أوّل شباب و جوانى و تازگى و طراوت شاخه نهال ارغوانى ابتدا كرده بودم بجمع كردن كتابى در مختصات كمالات أئمه أنام :، كه مشتمل بود آن كتاب بر اخبار مستحسنه و كلامهاى جواهر آساى ايشان، برانگيخته نمود مرا بتأليف آن كتاب غرضى كه ذكر نموده بودم آن غرض را در أوّل آن كتاب و گردانيده بودم آنرا در پيش آن كلام و فارغ شده بودم در آن كتاب از كمالات و خصايص نفسانيه حضرت أمير المؤمنين ٧، ولى مانع گرديده بود مرا از اتمام بقيه آن كتاب مانعات روزگار، و مشاغل أيّام، و بودم من كه مرتّب كرده بودم آنچه كه خارج شده بود از آن كتاب و انجام يافته بود ببابهاى متعدّده، و تفصيل داده بودم آنرا بفصول عديدة، پس آمد در آخر آن فصول فصلى كه متضمّن بود محاسن آنچه كه نقل شده بود از أمير المؤمنين ٧ از كلام كوتاه و مختصر، در موعظهها و حكمتها و مثلها و ادبها، نه خطبههاى دراز و نامههاى مبسوطة، پس نيكو شمردند جماعتى از دوستان و برادران آن چيزى را كه مشتمل بود بر آن فصلى كه گذشته شد ذكر آن در حالتى كه خوشحال سازنده بودند غير خود را بعجايب آن، و تعجب كننده بودند خودشان از مطالب صافيه آن، و خواهش كردند در اين حال آنكه ابتدا كنم بتصنيف و ترتيب كتابى كه مشتمل باشد بر سخنان پسنديده أمير المؤمنين ٧ در جميع نوعها و اسلوبهاى آن، و در جميع شاخهاى متفرقه آن از خطبهها و كتابها و نصيحتها و ادبها بجهة معرفت ايشان باين كه آن كتاب كه خواهش مىكردند متضمن خواهد بود از عجيبهاى بلاغت و غريبهاى فصاحت، و از جواهر مسائل عربيّه، و روشنهاى كلمات دينيّه و دنيويّة، آن مقداريرا كه يافت نمىشود فراهم شده در هيچ كلام، و نه جمع شده اطراف آن در هيچ كتاب، زيرا كه بود أمير مؤمنان عليه صلوات اللّه الملك المنّان شريعه فصاحت و محل ورود آن، و منشأ بلاغت و مكان ولادت آن، و از آن بزرگوار ظاهر شد پوشيده شده آن، و منشأ بلاغت و مكان ولادت آن، و از آن بزرگوار ظاهر شد پوشيده شده آن، و از جانب آن جناب اخذ شد قواعد آن، و بر مثلهاى آن تبعيت نمود هر گوينده خطبه خواننده، و با كلام او استعانت نمود هر واعظ صاحب بلاغت،