بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨ - استنتاج
چون از دهان همه آنان بوى گوشت بچه فيل مىآمد، بىدرنگ همه آنان را از هم دريد و قطعهقطعهشان ساخت.
|
اى خورنده خون خلق از راه برد |
تا نه آرد خون ايشانت نبرد |
|
|
مال ايشان خون ايشان دان يقين |
زانكه مال از زور آيد در يمين |
|
|
مادر آن پيل بچگان كين كشد |
پيل بچه خورده را كيفر كشد |
|
|
پيل بچه مىخورى اى پارهخوار |
هم برآرد خصم پيل از تو دمار |
|
|
بوى رسوا كرد مكرانديش را |
پيل داند بوى طفل خويش را |
|
|
آنكه يابد بوى حق را از يمن |
چون نيابد بوى باطن را ز من؟ |
|
استنتاج
اگر كسى به ناحق دستش را بلند كرده، سيلى محكمى زيرگوش طرف مقابلش بزند، اين سيلى سه نوع رابطه را ميان ضارب و مضروب در ذهن ما به تصوير مىكشد.
١- رابطه ميان دو پديده محسوس.
٢- رابطه ميان دو پديده غيرمحسوس.
٣- رابطه ميان يك پديده محسوس و يك پديده غيرمحسوس.
اما رابطه ميان دو پديده محسوس عبارت است از بلند شدن دست ضارب و قرمز شدن صورت مضروب كه اگر آن دست بلند نمىشد اين صورت قرمز نمىگرديد.
و اما رابطه ميان دو پديده غيرمحسوس عبارت است از قضاوت وجدان آگاه و سليم انسان با مظلوميت مضروب.
و رابطه ميان يك پديده محسوس و يك پديده غيرمحسوس عبارت است از بلند شدن دست ضارب براى سيلى زدن با عكسالعمل اين ضربت ظالمانه كه در آينده نزديك يا دور دامنگير ضارب خواهد شد.
ما فعلا با دو بند اول كارى نداريم، محور استنتاج ما بند سوم است.
مىخواهيم بگوييم كه هيچ عملى در زندگى بدون عكسالعمل نمىماند، جزا و مكافات، در واقع نتيجه همان اعمالى است كه دامنگير عاملش در دنيا يا در آخرت