بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٤ - استنتاج
٤- خدا به اندازه عقلى كه به هركس داده خرده مىگيرد.
عن ابى جعفر عليهما السّلام: «انّما يداقّ اللّه العباد في الحساب يوم القيامة على قدر ما اتاهم من العقول في الدّنيا»
٥- كيفر و پاداش خدا براساس عقل است.
عن ابى جعفر عليهما السّلام: «... و ايّاك اعاقب و ايّاك اثيب»[١]
و ....
براى آگاهى بيشتر از جايگاه ارزشى عقل در اسلام، به كتاب شريف اصول كافى، جلد اول كتاب العقل و الجهل رجوع كنيد.
*** مولانا در اين حكايت، گوشهاى از جايگاه ارزشى عقل در انسان و نقش سازندگى آن در روابط اجتماعى را چنين بيان مىكند كه: مطمئنترين افراد در مقام مشورت و نظرخواهى، انسان با فهم و عاقل است، هرچند كه آن عاقل دشمن و مخالف شخص خواهنده باشد. لذا در اين حكايت، مرد خواهنده مشورت، به فرد عاقلى كه از او تقاضاى مشورت كرده بود چنين مىگويد:
اى انسان ارزشمند، من مىدانم كه تو دشمن ديرينه من هستى ولى اينرا هم مىدانم كه تو انسان عاقل و بامعنويتى هستى و عقل تو نمىگذارد كه در مقام مشورت به من خيانت كنى.
|
گفت مىدانم تو را اى بو الحسن |
كه تويى ديرينه دشمن دار من |
|
|
ليك مرد عاقلى و معنوى |
عقل تو نگذاردت كه كژ روى |
|
طبيعت انسان انتقامطلب است و همواره مىخواهد از دشمن انتقام بگيرد اما عقل همچون زنجير آهنين او را عقال مىكند.
[١] - اصول كافى، ج ١؛ كتاب العقل و الجهل.