بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣٩ - استنتاج
و براساس تهديدى كه كرده، همواره بر سر راه انسانها در كمين بوده و از چهار جانب او را تحت نظر گرفته است تا راهى براى نفوذ در انسان بيابد.
قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ[١]
«- شيطان- گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختى من بر سر راه مستقيم تو براى آنها كمين مىكنم. سپس از پيشرو و از پشت سر و از طرف راست و از جانب چپ آنها، به سراغشان مىروم و بيشتر آنها را شكرگزار نخواهى يافت.»
حال كه موضع شيطان نسبت به شما يك موضع خصمانه است، شما نيز موضع خود را نسبت به شيطان خصمانه كنيد و همواره او را دشمن خود بدانيد و با پيشنهادها، وسوسهها و رهنمودهاى او مخالفت بورزيد.
إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ...[٢]
«مسلما شيطان دشمن شماست پس شما نيز او را دشمن خود بدانيد.»
اين بود اجمالى از ديدگاه قرآن نسبت به شيطان. البته شيطان مطالب زيادى را در قرآن بخود اختصاص داده كه پرداختن به همه آنها خارج از رعايت اختصار در استنتاج حكايات اين كتاب است.
*** مولانا با بيان اين حكايت، در مقام استنتاج چنين مىگويد:
نفس و شيطان هردو در اصل يكى بودند كه در دو صورت جلوهگر شدند.
|
نفس و شيطان هردو يك تن بودهاند |
در دو صورت خويش را بنمودهاند |
|
زيرا نفس اماره هم، در گمراه كردن انسان كمتر از شيطان نيست. بنابراين، هر پديده اغواگر جاندار و يا غيرجاندار را مىتوان شيطان ناميد چنانكه قرآن
[١] - اعراف: ١٦ و ١٧
[٢] - فاطر: ٦