بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩٣ - استنتاج
|
آن عقابش را عقابى دان كه او |
در ربود آن موزه را ز آن نيكخو |
|
|
تا رهاند پاش را از زخم مار |
اى خنك عقلى كه باشد بىغبار |
|
... عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ[١]
«چه بسا از چيزى اكراه داشته باشيد كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد كه شرّ شما در آن است و خداوند مىداند و شما نمىدانيد.»
همه سخن در جمله آخر آيه فوق است ... وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* اگر انسان باور داشته باشد كه خدا همهچيز را مىداند و بهتر از همهكس به سود و زيانها آگاهى دارد، ديگر به خود اجازه نمىدهد كه در مقابل پديدهها خود را صاحبنظر بداند.
حضرت امام صادق ٧ فرمودند:
«اعلم النّاس باللّه ارضاهم بقضاء اللّه».
«داناترين مردم به خدا، راضىترين آنهاست به حكم خدا.»[٢]
از نشانههاى رضا در سالك اين است كه براى آنچه از او فوت شده تأسف نخورد و به آنچه به دست آورده دلبند نباشد.
|
گفت: لا تأسوا على ما فاتكم |
ان اتى السّرحان و اردى شأنكم |
|
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ* لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ[٣]
«هيچ مصيبتى در زمين و نه در وجود شما، روى نمىدهد، مگر اينكه همه آنها قبل
[١] - بقره: ٢١٦
[٢] - جامع السعادات، فصل ٤٩، رضا.
[٣] - حديد: ٢٢ و ٢٣