بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩٠ - استنتاج
|
من از درمان و درد و وصل و هجران |
پسندم آنچه را جانان پسندد |
|
در تفسير شريف «نمونه» رواياتى كه از طرق شيعه و سنى نقل شده، چنين مىخوانيم:
هنگامى كه حضرت ابراهيم ٧ را بالاى منجنيق گذاشتند و مىخواستند در آتش بيفكنند، آسمان و زمين و فرشتگان فرياد بركشيدند و از پيشگاه خداوند تقاضا كردند كه اين قهرمان توحيد و رهبر آزادمردان را حفظ كند.
و نيز نقل كردهاند- در آن مرحله حساس- جبرئيل به ملاقات ابراهيم آمد و به او گفت: «ألك حاجة؟»؛ «آيا نيازى دارى تا به تو كمك كنم؟»
حضرت ابراهيم ٧ در يك عبارت كوتاه گفت: «امّا اليك فلا»؛ «اما به تو، نه.»
در اين هنگام جبرئيل به او پيشنهاد كرد و گفت: «فاسئل ربّك»؛ «پس نيازت را از خدا بخواه.»
حضرت ابراهيم ٧ در پاسخ گفت: «حسبي من سؤالي علمه بحالي»؛ «همين اندازه كه او از حال من آگاه است كافى است.»[١]
امام صادق ٧ در وصف رضا فرمودند:
«و الرّضا اسم يجتمع فيه معاني العبوديّة».
«رضا عنوانى است كه جامع همه مراتب و مفاهيم عبوديت و بندگى در مقابل پروردگار متعال است.»[٢]
بديهى است زمانى سالك معنون به اين عنوان مىشود كه عشق و محبت او نسبت به پروردگار عزيز، به مرحله مطلوب برسد؛ زيرا تنها در اين صورت است كه محبّ هرچه را كه از محبوب صادر شود نيكو مىشمارد و در نظر او همه پديدههاى زشت و زيبا يكسان است و نيز مصائب عبوديت براى او شيرين مىشود.
در فضيلت رضا از رسول گرامى اسلام روايت شده است كه فرمودند:
[١] - تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٤٤٥
[٢] - مصباح الشريعه، باب هشتاد و نهم، باب رضا.