بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨ - استنتاج
ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ.[١]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اموال و فرزندانتان، شما را از ياد خدا غافل نكند، و هركس چنين كند زيانكار است.»
زيرا كه ياد خدا فوايد و اثرات فراوانى دارد كه يكى از مهمترين اثر آن، اين است كه مىفرمايد:
... أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[٢] «آگاه باشيد، با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.»
حال سؤال اين است كه ياد خدا چگونه است و ما به چه كيفيت مىتوانيم به ياد خدا باشيم تا اثرات ياد خدا در جسم و جان ما مشاهده گردد و در واقع جزو ذاكرين بشمار آييم؟
بديهى است منظور از ذكر خدا، تنها اين نيست كه ما يك تسبيح برداريم و مشغول به زبان آوردن جملاتى بشويم كه در توصيف پروردگار عالميان است، اينگونه ذكر گفتن اگر هم عارى از تظاهر و ريا باشد، جزو بسيار كوچكى از مفهوم واقعى ذكر است. بلكه منظور اين است كه امام صادق ٧ فرمودند:
«فاجعل قلبك قبلة لسانك لا تحرّكه الّا باشارة القلب ...»
«قلب خود را قبله زبان قرار بده و بىاشارت قلب زبان خود را حركت مده.»[٣]
وقتى محرك زبان قلب شد آن وقت نهتنها زبان كه همه وجود انسان متوجه خدا مىشود و ذاكر اينگونه مىشود كه قرآن مىفرمايد:
وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا.[٤]
«نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند.»
«تبتل» از ماده «تبل» چنانكه راغب مىنويسد: بهمعناى انقطاع از غير و خالص كردن نيت براى خدا است.
در حديثى از حضرت امام صادق ٧ مىخوانيم كه فرمودند:
[١] - منافقين: ٩
[٢] - رعد: ٢٨
[٣] - مصباح الشريعة، الباب الخامس.
[٤] - مزّمّل: ٨