بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧ - استنتاج
معناى ذكر فهميده مىشود، يادآورى كردن و به خاطر آوردن ادراكات ذهنى است؛ خواه با زبان باشد يا با قلب يا با هردو و همچنين اين يادآورى بعد از نسيان ادراكات ذهنى باشد يا خير، نسيانى در كار نيست بلكه ادامه يادآورى است.
راغب مىگويد: ذكر گاهى به هيئتى در نفس گفته مىشود كه با داشتن آن، انسان مىتواند آنچه از معرفت و دانايى كسب كرده، نگهدارى كند و آن مانند «حفظ» است. با اين تفاوت كه «حفظ» بهمعناى نگهداشتن هيئت در ذهن است هرچند كه الآن حاضر ندارد ولى «ذكر» نگهداشتن آن هيئت در ذهن در حال حاضر است.
با توجه بهمعناى ذكر، نتيجه مىگيريم كه: ذكر يعنى يادآورى دانستنىها (اعم از اينكه اين دانستنىها فراموش شده باشد يا نه و همچنين اين يادآورى با زبان صورت بگيرد يا با قلب) به همين معنى قرآن فرموده پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله «مذكر» است.
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ؛[١] «پس يادآورى كن، تو فقط يادآورىكنندهاى.»
و قرآن نيز تذكره است.
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ* فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ.[٢]
«چنين نيست كه آنها مىگويند آن- قرآن- يادآورى است براى هركس كه بخواهد از آن پند مىگيرد.»
در ميان همه تذكرهها، بهترين تذكره و يادآورى، يادآورى خدا است؛ چنانكه قرآن مىفرمايد:
... وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً ...؛[٣] «پروردگار خود را فراوان ياد كن.»
و مؤمنان را سفارش مىكند كه مبادا تعلّقات دنيوى آنان را از ياد خدا غافل نمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ
[١] - غاشيه: ٢١
[٢] - مدثر: ٥٤ و ٥٥
[٣] - آل عمران: ٤١