بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٠ - استنتاج
قال الصّادق ٧: «انّ اشدّ النّاس بلاء الأنبياء ثمّ الّذين يلونهم الامثل فالامثل».
امام صادق فرمودند: «از ميان مردم شديدترين بلاها متوجه انبيا است، سپس همه، درجهبهدرجه امتحان و مبتلا مىشوند.»[١]
ابتلا رنجى است كه موجب رحم خدا و بندگانش به شخص مبتلا مىگردد، اما حماقت رنجى است كه رنجش خاطر ديگران را به دنبال دارد.
|
ابتلا رنجى است كان رحم آورد |
احمقى رنجى است كان زخم آورد |
|
حماقت داغى است كه خدا آن را بر احمق مهر زده است و هيچ دستى قدرت از بين بردن اين داغ را ندارد.
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ[٢]
«خداوند بر دلهاى آنان مهر نهاده است و بر گوشها و چشمهاى آنها پرده افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنها است.»
اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، تو نيز همچون عيسى ٧ از دست انسانهاى احمق بگريز؛ زيرا مصاحبت با احمق، خونهاى زيادى ريخته است.
|
ز احمقان بگريز چون عيسى گريخت |
صحبت احمق بسى خونها كه ريخت |
|
براى مثال، همچنانكه هوا به تدريج آب را تبخير مىكند و از مقدار آن مىكاهد، مصاحبت با احمق نيز به تدريج ايمان انسان را كم مىكند.
|
اندكاندك آب را دزدد هوا |
دين چنين دزدد هم احمق از شما |
|
|
گرميت را دزدد و سردى دهد |
همچو آن كو زير خود سنگى نهد |
|
[١] - سفينة البحار، ج ١، ص ١٠٥
[٢] - بقره: ٧